ایـלּ روزا چقــد פֿـבا بوבمــ. . .

פֿـבایـآ وقــتـے בلت مـے گـیره چیڪار میکنـے...

میرے یـﮧ گوشـﮧ مـے شینـے....


هـے با نگـآت بازے مـے ڪنـے ڪـﮧ...


یـاבت برـﮧ مـے פֿـواستـے گـریـﮧ ڪنـے...؟!


یـﮧ لیواלּ آب مـے خـورے ڪﮧ ...


همـﮧ بغضـاتـو قـورت بـבے...؟!


انـوقت یـآבت میـآد خــבایـے و بـایـב تنهـا باشـے...؟


פֿـבاجـوלּ לּـمیــבونـے...


ایـלּ روزا چقــد פֿـבا بوבمــ
/ 6 نظر / 4 بازدید
سمانه

باتبادل لینک موافقی بیا وبم بگو

ب

خانه دوست همین نزدیکی هاست شاید نتوانیم هرگز ببینیمش اما می توانیم گرمای حضور او را در لحظه به لحظه زندگی و صدای تپش قلبش را در تمام وجود خود حس کنیم اینکه نمی بینیمش هرگز دلیل نمی شود که نباشد

اوای باران

ارزويي كن ... گوشهاي خدا پر از ارزوست و دستهايش پر از معجزه ارزويي كن... شايد كوچكترين معجزه اش ارزوي تو باشد اجابت ارزوهاي شما را در شب ارزوها ارزومندم....التماس دعا[گل]

محمدرضا

سلام ممنون که زحمت کشیدی شما هم با افتخارلینک شدید

khodai

[گل]یک عمر به کودکی به استاد شدیم یک عمر زاستادی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم...... خیام[گل]

نورا

خدایا من که غصه هایم را سر وقت می خورم... پس چرا؟ تنهاییم خوب نمی شود...؟!